أبو علي سينا
20
رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )
به حكم فرمان حقّ و تقدير أو ملايكه « 1 » مقرّبين عليهم السّلام مهيّئ « 2 » اين اسباب باشند و آن كمالات مختصّ بود « 3 » به انسان و غير انسان را از حيوانات زياده از آن كمالات نخستين نتواند بود . و حكماء چون اشارت كنند به تهذيب اخلاق و تبديل آن از بد به نيك ، بدان وجه كنند كه بود كسى را در أصل آفرينش ، مزاج و استعداد نبود كه خلق نيكو و بلكه فاضل أو را حاصل آيد و لكن به رياضت و افعال خوب كردن أو را استعداد اين خلق نيكو حاصل شود و نسبت حصول اين خلق با استعداد ، چون نسبت حصول نتيجه بود « 4 » به حدّ « 5 » اوسط چنان كه چون تواند كه تفكر « 6 » كند و به فكر حدّ اوسط اكتساب كند ، چون حدّ اوسط اكتساب كرد بىدرنگ زمانى از حقّ تعالى أو را نتيجه بهبت « 7 » و عطا حاصل آيد . آدمى چون افعال خوب كند و سيرت « 8 » پسنديده گرداند ، أو را از حق تعالى خلق نيكو به عطاء و هبت ، حاصل آيد و فضايل خلقى « 9 » و عملى أو را ، جمع شود و در علم طبيعى و اصول طبّ درست شده است كه مزاج را تبديل توان كرد و ليكن به تدريج و اندك اندك و به روزگار دراز ، تا آنكه مزاج بدل شود و چون مزاج را تبديل افتاد ، ناچار اخلاق را تبديل افتد . چه خلق تبع مزاج بود و چون مزاج بد به نيك بدل شود . و اين دشوارتر باشد . امّا افعال جميله كردن محصل استعداد است و اگر كسى بود كه نتواند افعال جميله كردن ، لا بد تبديل مزاج ببايد كردن ، اگر تقدير مساعدت كند و چون آدمي را حق تعالى چنان آفريده است كه أو را سخت دشوار بود تنها زندگى « 10 » كردن ، أو را معاشرت بايد كرد با أمثال خويش در
--> ( 1 ) - و ملائكه . ( 2 ) - آن . ( 3 ) - نه . ( 4 ) - أصل و نسبت حصول نتيجه بود با حدّ اوسط . ( 5 ) - بحدّ . ( 6 ) - تفكّر . ( 7 ) - بهبة . ( 8 ) - سيرة . ( 9 ) - خلق . ( 10 ) - زندگانى .